وی در روستای شابه در منطقه جرید واقع در جنوب تونس در سال 1909 میلادی پا به عرصه وجود گذاشت . اصول اولیه زبان و ادبیات را نزد پدر, که قاضی و از مشایخ دین بود , آموخت .سپس وارد (جامع زیتونه ) که از مدارس علمی مشهور آن روز به شمار میرفت شد و پس از پایان تحصیلات مقدماتی در رشته حقوق به تحصیل پرداخت ولی اشتیاق و علاقه او به ادبیات مجال عمل در میدان حقوق را به او نداد .پس به سرودن شعر روی آورد و بعد از چندی به گروه (اپولو ) پیوست که آن که انجمنی متشکل از شعرا و ادبا بود که اعتقاد به تغییر بنیادی شعر سنتی و کلاسیک داشتند .
اما هنوز بیش از 25 بهار از زندگی را پشت سر نگذاشته بود که تسلیم قضای الهی شد ودر اثر بیماری قلبی چشم از جهان فرو بست . وی با آنکه عمر کوتاهی داشت , آثار شعری و نثری زیادی به جای گذاشته است که مهمترین آنها مجموعه (اغانی الحیاه ) و تحقیقی با عنوان ( الخیال الشعری عند العرب ) می باشد .
اینک قسمتی از قصیده (اراده الحیاه ) او را با ترجمه فارسی می آوریم :
( اراده الحیاه )
اذا الشعب یوماًاراد الحیاه فلا بد ان یستجیب القدر
و لابد للیل ان ینجلی و لابد للقید ان ینکسر
ومن لم یعانقه شوق الحیاه تبخر فی جوها واندثر
کذالک قالت فی الکائنات و حدثنی روحها المستتر
و دمدمت الریح بین الفجاج و فوق الجبال و فوق الشجر
(( اذا ما طمحت الی غایه لبست المتی و خلعت الخدر
ولم اتخوف و عور الشعاب و لاکبه اللهب المستعر
ومن لا یحب صعود الجبال یعیش ابد الهر بین الحفر ))...
انگاه که مردم (زندگی را بخواهند سرنوشت ناگذیر است که به خواسته های آنها گردن نهد .
پس تاریکیها ناچار زدوده می شود و بند ها بی شک در هم می شکنند.
اما آن کس که شوق زندگی او را در آغوش نگیرد در فضای زندگی نابود می شود و از بین می رود.
این سخنی است که تمامی موجودات عالم و روح نهفته آنها با من در میان نهادند.
و باد در میان دره ها و بر فراز کوهها و زیر درختان این سرود را بر لب داشت :
(( آن زمان که برای رسیدن به هدفی گام بر می دارم سوار بر مرکب آرزوها می شوم و ترس را به گوشه ای می افکنم .
از راه دشوار و سنگلاخ بلندیها نمی هراسم و از شعله های سوزان آتش واهمه ای ندارم
کسی که از صعود بر بلندای کوه بترسد , برای همیشه در درون حفره ها خواهد زیست ))
آشنایی با شعرای معاصر عرب : ترجمه و نگارش عبدالعلی ال بویه
لنگرودی لز مجله رشد ص 38 و ص 39